آش دندونی آراد یه دندون و نصفی

مامان گلم برای آراد آش دندونی پخت. ایشالا همه دندونای پسرم و همه ی نینیای گل راحت و بی دردسر در بیاد.

نی نی لوژی: انواع روشهای سینه خیز رفتن کودکان

امروز که داشتم ایمیلهامو میخوندم این ایمیل از سایت Parents اومده بود که به نظرم خیلی بامزه بود. گفتم بذارم اینجا شما هم ببینید. عکسهاش فوق العاده است. ببینید این فسقلیها چه می کنن!

خزیدن به هر شکلی از جلو رفتن به صورت درازکش اطلاق می شود، هر نوع جابجایی که در آن شکم کودک بر روی زمین باشد. دکتر کارن آدولف استاد روانشناسی دانشگاه نیویورک در یکی از چندین تحقیقش پیرامون سینه خیز رفتن کودکان 25 ترکیب منحصر به فرد از اجزای بدن را در جلو راندن کودک به شمارش در آورد.


برخی از متداولترین روشها به قرار زیر است:

سینه خیز شکمی

به اسم سینه خیز کماندویی هم شناخته می شود. حدود نیمی از کودکان سینه خیز رفتن را با نگه داشتن شکمشان بر روی زمین و جلو رفتن آغاز می کنند. سینه خیز رو های شکمی معمولاً زودتر از چهار دست و  پا رو ها خزیدن را آغاز می کنند چرا که آنها بر روی دست و زانوانشان بلند نمی شوند که نیازمند قدرت و تعادل بیشتری است. برخی کودکان تا قبل از اینکه راه رفتن را بیاموزند از خزیدن شکمی به عنوان تنها روش سینه خیز رفتن استفاده می کنند. باقی کودکان قبل از آغاز به راه رفتن به روش کلاسیک سینه خیز می روند.


سینه خیز کلاسیک


کودک مرتباً پا و دست را جابجا و تعویض می کند. یک دستش را همزمان با پای مخالفش بر روی زمین می گذارد.


سینه خیز خرسی


کودک بر روی چهار دست و پا بدون اینکه خم شوند حرکت می کند.


سینه خیز خرچنگی

کودک به جای اینکه خودش را بر روی زمین بکشد با دستهایش خود را به زمین فشار می دهد که باعث می شود به صورت غیر عمد کودک به عقب برود.


سینه خیز جفتک چارکش

کودک با دستها و پاهایش یک پل می سازد و سپس خودش را به سمت جلو پرتاب می کند


غلت زدن


برخی کودکان آنچنان در غلت زدن ماهرند که از آن به عنوان اولین روششان برای چرخیدن در محیط استفاده می کنند.

منبع: http://www.parents.com/baby/development/crawling/types-of-baby-crawls/?page=1

شش ماهگی

آراد شش ماهه شد. این یعنی:

  واکسن شش ماهگی که باعث شد یک روز کامل آراد از درد جیغ بزنه و گریه کنه و نق بزنه و در آخر هم تب کنه و بی حال بشه. خدا رو شکر از شر این واکسن لعنتی راحت شدیم تا شش ماه.

شروع غذای کمکی. آرادم بلاخره دو روز بعد از شش ماهگیش غذای کمکی رو با لعاب برنج شروع کرد و اینطوری که به نظر میومد خیلی هم خوشش اومده بود و میخواست غذاش رو با ظرفش قورت بده.

اولین غذای آراد که در تاریخ ثبت شد!

آراد در حال خوردن غذای بالا

شش ماهه شدنت مبارک عزیزم.

این تبلیغات اعجاب انگیز

خیلی دوست دارم بدونم چه چیزی توی تبلیغات تلویزیون هست که اینقدر آرادو مجذوب خودش می کنه. هر جا باشه، تو هر حالتی، محبوب ترین اسباب بازیش دستش باشه، در دوست داشتنی ترین وضعیت ( بغل من! ) باشه، با تمام توان و انرژیش خودشو سمت تلویزیون خم می کنه و برای لحظاتی عین مجسمه به تلویزیون خیره می شه ... تا تبلیغات صدهزار بار تکرار شده رو ببینه.

خنده دار ترین حالتش وقتیه که در حال آب خوردن با قاشق باشه، تبلیغات که شروع می شه دهن آراد همونطوری باز می مونه و چشماش تا حداکثر میزان ممکن درشت می شن و زل می زنه به صفحه ی تلویزیون. با تموم شدن تبلیغات یهو از حالت مجسمه خارج می شه و تازه می شه آراد همیشگی.


دندون اول خوش اومدی!

امروز آراد در 179 روزگی (5 ماه و 27 روز) دندون دار شد.

گفته بودم بعد از سفر آراد غرغرو شده، نگو پسرک گل مامان داره دندون در میاره. الهی قربونش برم که همش لب پایینشو می مکه و لباشو رو هم فشار میده.

یک ماهی بود که لثه ی پایینش سفید شده بود و جای دو تا دندونش یه خط افقی سفید افتاده بود. ماه پیش که بردمش دکتر معاینه کرد و گفت نه خبری نیست. دو سه روزی بود حس می کردم خیلی سفید شده و انگار که دیگه دندونه بخواد در بیاد. امروز هر چند ساعت یه نگاهی بهشون مینداختم ببینم چی شده. تا اینکه به مادرشوهرم که اومده بود پیشم گفتم انگاری دندونش دیگه داره درمیاد که نگاه کرد و گفت وااااییییی، زده بیرون. بععععله، دندون ناقلا لثه رو شکافته و رخ نمایانده.

پسر گلم اولین دندونت در اومد. مبارک باشه، باهاش چیزای خوشمزه بخوری.

به سختی تونستم این عکسو بگیرم، دندون گل پسر زیاد مشخص نیست. چه گریه ای می کنه عزیزمممم.

خوش سفر

سه روزی مسافرت بودیم. عقد داداشم بود. برخلاف تصورم که فکر میکردم آراد تو راه اذیت کنه ولی اینطوری نبود و خیلی زیاد پسر خوبی بود. همش شیر میخورد و میخوابید. ماشین گهواره ی خوبیه. وقتی هم که بیدار می شد خیلی آروم با اسباب بازیهاش بازی میکرد و دور و برو نگاه میکرد و با باباش صحبت میکرد!!

بیشتر این سه روز رو توی راه بودیم، گویا آراد به اون وضع خوابیدن عادت کرده چون از وقتی برگشتیم خونه مدام داره غر میزنه و گریه میکنه ... امان از روزی که آراد رو دنده ی نق بیفته.

خواب آراد توی راه ( از اون موقع میگم ای کاش ما در ماشین زندگی می کردیم !!! )