سه روزی مسافرت بودیم. عقد داداشم بود. برخلاف تصورم که فکر میکردم آراد تو راه اذیت کنه ولی اینطوری نبود و خیلی زیاد پسر خوبی بود. همش شیر میخورد و میخوابید. ماشین گهواره ی خوبیه. وقتی هم که بیدار می شد خیلی آروم با اسباب بازیهاش بازی میکرد و دور و برو نگاه میکرد و با باباش صحبت میکرد!!

بیشتر این سه روز رو توی راه بودیم، گویا آراد به اون وضع خوابیدن عادت کرده چون از وقتی برگشتیم خونه مدام داره غر میزنه و گریه میکنه ... امان از روزی که آراد رو دنده ی نق بیفته.

خواب آراد توی راه ( از اون موقع میگم ای کاش ما در ماشین زندگی می کردیم !!! )