فرشته کوچولوی من دنیا زیباست

هنوز گاهی که فرصت می کنم و به اندیشه ام اجازه ی پرواز می دم، از معجزه ای که درونم داره اتفاق میفته شگفت زده میشم. از معجزه ی خلقت، تولد یه انسان، بالیدن یک موجود زنده درون من، حس بی نظیریه.

به دستها و پاهای کوچولویی فکر می کنم که الان در حال رشدن، به چشمهایی که بسته ان و به صورتی که مثل فرشته ها معصوم و بی گناهه. به حرکاتش، به اینکه الان تو چه وضعیته. هنوز برای حس کردن حرکاتش زوده ولی بی صبرانه منتظر اون لحظه ام.

توی دوازده هفتگی هستیم. گویا الان فرشته کوچولو قد یه لیمو ترشه، وااااای که چقدرم من لیمو ترش دوست دارم. هوس کردم!!

چند روزی مسافرت بودیم، هوا بسیاااار خنک بود، شبا چادر می زدیم تو حیاط ویلا میخوابیدیم. گاهی روی ننو دراز می کشیدم و غرق می شدم تو زیبایی طبیعت. بعد به فرشته کوچولو می گفتم که ببین چقدر دنیا زیباست. هنوز نمی تونم به راحتی باهاش صحبت کنم و مخاطب قرارش بدم. یه کمی سخته برام. میخوام اون حس خودش بیاد ولی گاهی برای اینکه حس عذاب وجدان بهم دست نده براش توی دلم از دنیا می گم. فکر کنم متوجه بشه نه؟

دختر یا پسر

این روزا خیلی به جنسیت نی نی فکر می کنم. میخوام اینجا واقعیت رو اعتراف کنم، همیشه عاشق دختر بچه ها بودم و هستم. تصور یه نینی کوچولو که دامن کوتاه پوشیده و کفشای ناز دخترونه پاشه و گیره سرهای رنگ و وارنگ تو موهاشه دیوونم می کنه. تا یاد دارم تصورم از فرزندم یه دختر بوده، نمی دونم اگه این نینی مجهول ما پسر باشه چیکار باید بکنم. البته من فقط از خدا میخوام که سالم باشه، قبل از بارداری امکان استفاده از برنامه های تغذیه ای که جنسیت رو تا حدودی تعیین می کنند داشتم که خودم نخواستم این کارو انجام بدم.

پس الان هم راضیم به خواست خدا. پسرم باشه عاشقشم، دخترم باشه عاشقشم. در هر صورت یه فرشته کوچولوئه که خدا بهمون داده و من و بابایی از وجودش بسیار بسیار خوشحالیم.

چند روز پیش رفته بودیم خیابون بهار، لباسها رو که میدیدم داشتم غش و ضعف می رفتم. سال دیگه این موقع نی نی ما از همون لباسا تنشه. وای که چقدر زمان زود می گذره، امیدوارم دوران بارداری منم با خوبی و خوشی سپری بشه و یه نینی سالم به جمع دو نفره مون اضافه بشه.

ده هفته

ده هفته ای شدیم، یعنی دو رقمی شدیم. دیگه واسه خودت کلی بزرگ شدی.  الان اندازه ی یه دونه خرمایی  

این روزا همش ترش می کنم، معده ام مدام انگار پره، هیچ چی هم که نخورم احساس پری می کنم. حس بدیه. یه کم خفیف حالت تهوع هم دارم. نمی شه گفت تهوعه، دل به هم خوردگیه. نمی دونم چیه، خلاصه عادی نیست.

 

نی نی کوشولو