از جنوب تا شمال، از شرق تا غرب، از این ور ایران تا اون سر دنیا ( دیگه اینجاهاش اغراق داره ) هر جا که آقای پدر برای کار برن آراد و مامان هم به اون میپیوندند و چند روزی خودشون رو مهمون میکنن.

این بار مهمان بابا بودیم در شمال.

عکسی مشابه عکس آراد در کنار خلیج فارس اما این بار در کنار دریای خزر

آبشار آب پری. البته که آبشاری نبود. آب باریک کوچیکی از اون بالا بین سنگا میومد پایین. منظره ی قشنگی بود.

و این هم جاده ی مقابل آبشار آب پری. به اندازه ی کافی باریک بود، با وجود ماشینهایی که برای تماشا پارک میکردن و دست فروشایی که از شلوغی استفاده میکردن و برنج و ترشی و موادغذایی محلی میفروختن دیگه رفت و آمد خیلی سخت شده بود. مخصوصا وقتی یه کامیون هم میخواست رد بشه که کم هم نبودن، دیگه خطرناک هم میشد.

آراد در قطار تفریحی پارک جنگلی

دریاچه الیمالات، بسیاااار زیبا و رویایی. عکس نمیتونه زیبایی اونجا رو توصیف کنه. مخصوصا که نم نم بارونی هم میومد و فضا رو بسیار رمانتیک کرده بود.

این هم گل پسر ما و اسباب بازی محبوبش در ابعاد بزرگ