دیروز وقت دکتر داشتم. به همراه بابای نی نی رفته بودیم. بابای نی نی هی قبلش می پرسید اگه سونو بگیره جنسیت مشخص می شه؟ گفتم نه زوده. باز از خود خانم دکترم پرسید که اونم گفت عجله داارین؟ حالا که زوده...

بعد از صحبتها و سوال و جوابهای همیشگی خانم دکتر ازم خواست روی تخت دراز بکشم تا سونو انجام بده. ازش خواستم بذاره این دفعه ما هم ببینیم که قبول کرد و مانیتور رو تا جایی که ممکن بود چرخوند. به همسرم هم گفتم بیاد ببینه. سونو انجام شد و ما یه فرشته کوچولوی تنبل رو دیدیم که واسه خودش چنان لم داده بود که انگار اونجا خونه ی خاله است!!!!!! خیلی ناز بود، من هیجان زده شده بودم. خانم دکتر به یه نقطه تو صفحه اشاره کرد و گفت این قلبشه می بینین؟ من ولی چیزی نمی دیدم، یه کم زاویه دیدم خوب نبود ولی آقای همسر دید.

این اولین تجربه ی دیدار من و بابایی از نینی کوچولومون بود.

جالب بود که بعدش همسرم می گفت کله اش گنده بود ، فکر کنم پسره :)))