X
تبلیغات
این روزها
این روزها
برای فرشته ای که در راه است
Lilypie Third Birthday tickers

پسر گلم امروز بابایی داره می ره مأموریت. یعنی الان تو هواپیما نشسته و تا چند دقیقه ی دیگه پرواز می کنن. البته این دفعه مسافرتش خیلی کوتاهه، فردا شب برمی گرده ولی من دلم تنگ می شه. امشب باید تنها باشم. البته من دیگه تنها نیستــــــم، پسر گلم پیشمه همیشه. مثل یه مرد کنار مامانشه. گاهیم که میخواد به مامان ثابت کنه که تنها نیست، تق تق در می زنه. قررررربون در زدنــــــــش.

آراد گلم هنوز خریدهاتو انجام ندادیم، بابایی گفته حدود دهم الی پونزدهم ماه بعد یعنی آبان می ریم برای خریدهای پسرمون.

عزیـــــزم تشنه ی دیدنتم، کاش می شد همین الان تو بغلم بودی، نگات می کردم، نوازشت می کردم، تنت رو بو میکردم، بوی نوزاد، وای چقدر لذت بخشه. انتظار خیلی سخته، خیلی.

گل پسرم خوب رشد کن، تپلی بشو، اصلاً هم برای اومدن عجله نکن. منتظرتم که سر موقع بیای.

مثل همیشه می گم: من و بابایی خیلی دوستت داریم. خیلی زیاد.




نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم مهر 1389 توسط مامان شین

از همه ی دوستای عزیزم که تو انتخاب اسم نینی شرکت کردند تشکر می کنم. 

اسم نینی ما تصویب شد. با توجه به جمع بندی که کردیم و علاقه ی خودمون اسم گل پسر ما " آراد " انتخاب شد.

                                           




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389 توسط مامان شین

سلام.

از وقتی که متوجه شدیم این نینی خوشگلمون دختر نیست و پسره، مدام داریم به اسمش فکر میکنیم. کل سایت ثبت احوال و کتابهای مختلف و ... رو زیر و رو کردیم و چند تا اسم رو کاندید کردیم. ولی به نظر من انتخاب اسم پسر واقعاً مشکله، اسامی دخترونه تنوع بیشتری دارند.

حالا ازتون میخوام که من و بابای نینی رو توی انتخاب اسم پسر خوشگلمون کمک کنید. یه نظرسنجی توی ستون سمت راست وبلاگ ( قسمت پایین ) قرار دادم که از اونجا می تونید اسمی که بیشتر می پسندید رو انتخاب کنید.

اگر هم از اسامی که گذاشتیم خوشتون نمیاد و اسم خاصی در نظر دارید توی نظرات حتماً بهم بگید.

لازمه ذکر کنم که نام خانوادگی نینی ما با حرف " آ " شروع می شه. نظر من و بابای نینی بیشتر روی اسم " آراد " هست.

و اما معانی اسمها:

آراد:  1- (در آیین زرتشتی) نام فرشته‌ي موكل بر دين و تدبير امور و مصالحي كه به روز آراد متعلق است، روز بيست و پنجم ماه شمسي به نام اوست؛ 2- (در پهلوي) آراي، آراينده

سامیار:  1- سام = سبيكه‌ي زر و سيم + يار (پسوند دارندگي) ، (به مجاز) ثروتمند، 2- کمک کننده به آتش، محافظ آتش

سپهر: 1- آسمان؛ 2- (به مجاز) روزگار؛ 3- (در موسيقي ايراني) گوشه‌اي در دستگاه راست پنجگاه؛ 4- (اَعلام) سپهر: شهرت و تخلّص محمدتقی خان کاشانی [قرن 13 هجری]، مورخ ایرانی، ملقب به لسان الملک، مؤلف ناسخُ التَواریخ، به فارسی.

رادین: بخشنده، جوانمرد، آزادوار، آزاده، به مانند آزاده.

پارسا:  1- آن كه از ارتكاب گناه و خطا پرهيز كند، پرهيزگار، زاهد، متقي، ديندار، متدين، مقدس؛ 2- عارف، دانشمند.

پرهام: برهان قاطع، براهیم، ابراهیم را معرب آن دانسته است

مهیار:  1- (= ماهيار)، ( ماهيار؛ 2- (اَعلام) 1) پيرمردي مهمان نواز در روزگار بهرام گور؛ 2) پهلوان ايراني كه نام او دو بار در گرشاسب نامه‌ي اسدي طوسي آمده، اول در جنگ اول گرشاسب با لشكر بهو، دوم در جنگ دوم گرشاسب با سالاران بهو؛ 3) مهیار دیلمی: [قرن 5 هجری] شاعر عرب زبان ایرانی، از شاگردان شریف‌رضی.




نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوازدهم مهر 1389 توسط مامان شین

هفته ی 22 بارداری رو می گذرونم. نینی قشنگم الان مدتیه که با تکون خوردناش وجودمو سرشار از شادی می کنه. همیشه وقتی حساسیت مامانها به حرکات جنینشون رو می دیدم برام عجیب بود. ولی حالا خودم اگه یه روز کمتر تکون بخوره نگران می شم. خوب آخه می ترسم، میگم نکنه خدای نکرده طوری شده باشه یا جاش بده. 

چند روز پیش چنان ورجه وورجه ای می کرد تو دل من که یه حالی داشتم می شدم دیگه. دقیقاً انگار داشت حرکات ژیمناستیک انجام می داد. البته بگم که من فقط حرکت رو احساس می کنم و هنوز حس لگد زدن یا ... نیست. ولی حس جالبیه.

یه مشکلی که دارم اینه که شبا برای از این پهلو به اون پهلو شدن برای هر بار از خواب بیدار می شم. نه اینکه کامل بیدار شم ولی خوب خوابم یه سره نیست انگار. همش وقفه داره. دکتر گفته لازم نیست برای پهلو به پهلو شدن بشینی، گفته آروم فقط جابه جا شو. منم همین کارو میکنم ولی بازم سخته. بی حس شدن استخون پهلویی که روش خوابیدم هم قوز بالاقوزه. مجبور میشم مدام جهتمو عوض کنم. گاهی فکر می کنم اینقدر دارم وول میخورم که اون بیچاره سرسام می گیره. دیشب یه آن ترسیدم نکنه بند ناف دورش بپیچه. حرکاتش هم کمتر شده بود. خلاصه صبح امروز هنوز دلهره داشتم که یهو شروع کرد به تکون خوردن، اشک تو چشام جمع شد و اینقدر قربون صدقه اش رفتم که خدا می دونه.

بابایی هم هر روز می پرسه پسرش چقدر تکون خورده. :)

دیروز رفتیم تیراژه یه کم سیسمونی دیدیم. سرویس کالسکه مارک مک لارن رو دیدم البته من همون گراکو که توی نینی سالن دیدیم رو بیشتر پسندیدم.

برای یکشنبه ی آینده هم وقت گرفتم از دکتری که میخوام باهاش توی بیمارستان صارم زایمان طبیعی داشته باشم. سری قبل که خودش مشکلی براش پیش اومد و نیومد. امیدوارم این سری خودش رو ببینم.

همین روزا هم ایشالا اگه تنبلی بهم اجازه بده می رم ثبت نام برای کلاسهای دوران بارداری و زایمان. از کی میخوام برم هنوز نشده. الهی مددی... ;)

پسمل گلم خیلی دوستت داریم من و بابایی. هر چقدر دوست داری شیطونی کن گلم.




نوشته شده در تاريخ شنبه دهم مهر 1389 توسط مامان شین
.: Weblog Themes By Blog Skin :.


شارژ ایرانسل

فروشگاه اينترنتي ايران آرنا

دانلود

دانلود